سلام من مهیارم
سلام من مهيارم .
حاصل عشق پاک دو انسان . عشقی که جرقه های آن از زمستان 74 شروع شد و با افزايش هر رقم در هر سال شدت بيشتری گرفت و در مهر 78 به نتيجه نشست
سلام من مهيارم .
در سالی که همه دنيا نگران تبديل سه نه (1999) به سه صفر (2000) بودند من در حال شکل گيری بودم . در عصر کامپيوتر ، درعصر دانش و تکنولوژی و عصر علوم ژنتيک و جالب تر از همه به قول پدرم قرن آب . درست در واپسين روزهای قرن 21 من نطفه ای هستم سه ماهه و در گير سه ژن . نميدانم پدرم ميگويد از بزرگی شنيده است که آيه (الجن والانس) که در قرآن آمده است ، در واقع جن همان ژن بوده است به فارسی . پس خداوند اول ژن آفريد بعد انسان را . در حاليکه دنيای جديد با اين همه دبدبه و کب کبه از پس چند 9 و چند صفر برنيامده ، و همه نگران ويروس لعنتی y2k اند وکسی را يآرای فکر به من نيست . اما ، آن ويروس هيچ نکرد . هيچ بمبی نترکيد ، هيچ نيروگاهی خاموش نشد . هيچ کامپيوتری از کار نيافتاد ، هيچ پروازی تاخير نداشت ، هيچ ترافيکی ايجاد نشد ، و هزاران هيچ ديگر در اين دنيای پر از هيچ . هيچ چيز ، واقعا هيچ چيز و جهانيان به زيبائی طلوع و غروب خورشيد آخرين روز قرن را در جشن و پايکوبی گذراندند . و چقدر بد
سلام من مهيارم .
من فرزند مرتضی و فاطمه هستم . فرزند سال امام علی . سال مولای متقيان . سالی با نام بزرگترين مرد تاريخ . تنها سالی که دو عيد غدير دارد . اما چه تفاوت هاست بين دو غدير يک سال در احوال من . سالی که در ذکر و مدح آن بسيار گفته شد و شايد بهتر بود نامم هم علی ميشد .اما پدر اين نکرد تا آن فراموش کند .اما چه اشتباهی ميکرد
سلام من مهيارم .
فرزند عصر جديد و مردم سالاری و اصلاح طلبی و رفرمها ، در اين ويرانه خراب و چه ساده ام من که هنوز فکر ميکنم شوهر نکرده است ايران خانم . من فرزند جغرافيای باران و جنگل و دريا. من فرزند لاهيجانم ، شايد هم فرزند ايران باشم ولی نه از اين يکی ديگر خيلی بدم آمده است . من فرزند جهانم . اصلا در دنيائی که همه چيز در حال جهاهی شدن است چه اشکالی دارد من نماد جهانی بودن باشم . جهان مظلوم است . پس من مظلومترين فرزند جهان هستم .
سلام من مهيارم .
فرزند چهارده تير ماه سال 1379 . فرزند زمان و لحظه ، فرزند ساعت 30/10 ، فرزند صبح روز سه شبنه ، فرزند گلسارم ، و راست گفته بود منيژه . اولينی که پرستارقاتل ميديد .
سلام من مهيارم .