مهیاری - تولدت مبارک
کم نویس شده ام و از این بابت پیش مهیار و مهیارها و خانواده های گل شان شرمنده . یک دلیلش شاید آنست که ماهی کوچکم دیگر آنقدر بزرگ شده که کم کم احساس میکنم در دستانم نمیگنجد و وقت آن شده است که دیگر او را به جای مظلومترین ، سخت کوش ترین یا صبور ترین پسر دنیا بنامم. اما از ۱۴ تیر ماه دیگر نمیشود گذشت . سالروز تولد مهیارم و این فرصتی است برای بازگوئی یکسال تلاشش در آستانه هشتمین سال زندگیش .
از تیر ماه ۸۵ درست پس از آنی که مهیارم دوره طلائی مهدش را با همت بزرگانی همچون خانوم مینا بادلی در مهد کودک گلهای لاهیجان به همراه بچه های عادی به اتمام رسانید به نوعی دومین دوره زندگیش شروع شد . تغییر فضای آموزش او از خانه و مهد به مدرسه . تا اینجا برای همه همسن و سالانش مشترک است اما بحران اصلی ما، رفتن او به چه نوع مدرسه ای بود عادی یا استثنائی . آنچنان که پیشتر در این وبلاگ نوشتم در این مقطع حسساس پدر و مادری محکم بر ایده خود استوار ، در مقابل کارشناسانی از جنس آموزش و پرورش مریض ما قرار داشتند که که برای تشخیص استعداد و توانمندی کودکان ، مهمترین ملاکشان قیافه و شکل صورت است . از اینها که نا امید شدم دست کمک به سازمانهای حمایتی متولی مانند بهزیستی دراز کردم اما همه شان در آخرین لحظات فقط گواهی به عارضه اش دادند و اینکه مهیار دارای یک بچه سندرم دان است . توان از دست داده مان از پی برخوردهای بی منطق و سنتی و غلط همه اینها ، توسط حامیانی از جنس ما که اکنون گوئی مهیار فرزند همه شان شده بود و به اندازه ما شاید بیشتر به این مسئله حساس شده بودند به ما بازگردانیده شد . ما و مهیار که یک هفته اول مهر را تابع تصمیم سنتی و غیر دردسر ساز و ریسک ناپذیر کارشناسان تربیتی شده بودیم و مهیار را در مدرسه استثنائی ثبت نام کرده بودیم بلاخره خود را باز یافتیم و همه این تلاشها سرانجام خوش یافت و مهیار در مدرسه عادی ثبت نام شد .
مدرسه غیر انتفاعی عادی حامی لاهیجان . از برخوردهای سرد و سخت روزهای اول این مدرسه که بگذریم ، آشنائی ما با مدیر دلسوز مدرسه که با چند سال قدمت ولی همسان ماست و تلاش بی وقفه خانوم معلمش و .........." مهیار باسواد " شد .
در آذر ماه ۸۵ و در طول کلاس اول مدرسه حامی ، پسرم صاحب یک حامی کوچولو اما بزرگ شد . "هستی " خواهرش به دنیا آمد و اکنون بهترین دوست مهیار است . علی رغم حسادتهای اولیه که طبیعی است اکنون علاقه مهیار به خواهرش باور نکردنی است .
معرفی رسانه ای مهیار و سایر فرزندان موفق سندرم دان ایران ا توسط خانوم دکتر میرسیدی از واحد مرکزی خبر در روز چهارشنه ۵ اردیبهشت سال ۸۶ و پخش ۴ دقیقه ای از شبکه اول سیما آن هم در پربیننده ترین بخش خبری صدا و سیما نقطه عطفی بود برای ما و همه آنهایی که مانند مایند.
و اما چشمان مهیارم....
چند روزی است که در پشت عینکی جا خوش کرده است . بعد از دوبار معاینه توسط اپتو متری و تشخیص سلامت چشمانش در دو سال گذشته ، مهیار متاسفانه اکنون دارای تنبلی چشم راست است و این فرود بعد از آن فراز گویا جزوی از تقدیر ماست .
تولدت مبارک مهیار