حالا آقای رئیس نیز مهیار را میخواند
حالا آقای رئیس هم به لطف فرزندان گرامیش وبلاگ مهیار را میخواند و او را میشناسد یا شاید خوب خواهد شناخت . او این موضوع را در ابتدای ملاقاتی کاری با اشاره و لطفی پدرانه به من میگوید . خوشحال میشوم و تعجب میکنم و واقعاْ در عین خوشحالی اذعان میکنم که انتظار شنیدنش را نداشتم . من همیشه از انکار یا محافظه کاری در ارتباط با مهیار پرهیز میکنم ولی هیچ گاه نیز اصراری بر واگوئی مهیار برای دیگران خصوصاٌ همکاران اداری ندارم اما بی تعارف شنیدن ازمهیار و شناخته شدن او توسط دیگران خوشحالم میکند . این خوشحالی بدین واسطه است که دیگران تو را و شرایطت را شاید بیشتر از گذشته درک کنند -پیگیری آنها مسئولیتت را بیشتر میکند و برای ادامه ی این راه تو ناخواسته تشویق میشوی .
آقای رئیس اما در ادامه نصایحی و سخنانی دارد در این باب که در نوع خود برایم بسیار جالب است او حتی وبلاگ نویسی را حتی اگر تنها به ثبت خاطرات خلاصه شود نوعی شجاعت بیان تلقی میکند و من به او خواندن مطلب " همسال پدر - همسان پسر " را توصیه میکنم .
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۳۸۸ ساعت 15:16 توسط بابای مهیار
|