مدرسه عادی یا استثنائی و گزینه های پیش رو

من در برزخ تصمیم گیری برای رفتن یا نرفتن مهیار به مدرسه عادی یا استثنائی گیر کرده ام . از همه آنهائی که به سرنوشت بچه های سندرم دان ایران علاقه دارند خواهش میکنم کمکم کنند . من حداکثر تا چند روز دیگر فرصت دارم و گزینه های زیر پیش روی من است .نظرات شما حتما راهگشا خواهد بود.

۱- راحت ترین و کم دردسرترین و شاید مطمئن ترین جا به زعم اکثریت اقشار جامعه امروز ایرانی فرستادن مهیار به مدرسه استثنائی است . مدرسه ای که امکانات خوبی هم دارد

۲- راهی که مد نظر اکثر خانواده های آگاه دارای بچه های سندرم دان آنهائی که به نوعی با شناخت مهیار امیدشان به آموزش این بچه ها بیشتر شده است از من انتظار دارند مهیار را در مدرسه عادی ثبت نام کنم چرا که بیش از ۶۰ درصد این بچه در سایر نقاط جهان در مدارس عادی درس میخوانند .

۳- عده ای از جمله خودم اعتقاد دارم مهیار آزمایشی هم که شده دو ماه اول را در مدرسه عادی بگذراند . اگر توانست ادامه دهد  که خوب اگر نتوانست مدرسه استثنائی همیشه هست و میتوان مهیار را آنجا برد .

۴- عده ای معتقدند مهیار برای درک بیشتر مفهوم مدرسه و کلاس و معلم و نظم پذیری و درک یک ساعت پشت میز نشستن باید یک یا چند سال اول را در مدرسه استثنائی بگذراند و بعد آن اگر موفقیت داشته باشد به مدرسه عادی بیاید .

برای که - برای چه ( جوابیه ام به رئیس بهزیستی لاهیجان )

ریاست محترم اداره بهزیستی شهرستان لاهیجان

سلام علیکم

" برای که – برای چه "

ابتداء خواهش دارم مطلب پیوست را با عنوان "صدور مجوز برای ثبت نام مهیار در مدارس عادی"که چند روز پس از تست انجام گرفته توسط همکارمحترم بهزیستی لاهیجان آقای حکیمی در وبلاگ بچه های سندرم دان ایران (www.down.blogfa.com) نوشتم ، بخوانید تا خدای نکرده ادامه مطلبم قدرناشناسی زحمات آن مجموعه شریف و شخص سرکار عالی تلقی نگردد ، هم از سویی دیگر هدفم برای نوع تحصیل مهیار ، آنگونه که بارها گفته ام روشن گردد .

دیروز بعد از گذشت سه ماه از انجام تست مهیار توسط آقای حکیمی ، نامه یا بهتر بگویم گواهی نامه ای به دستم رسید که مرا ساعتها مبهوط خود کرد از آن روی که هر چه در آن تامل کردم ، منظور از صدورش را نیافتم . تا سخنم شفاف تر گفته باشم ، هر نامه ای برای نوشته شدن دو نیاز اساسی دارد که بدون آن دو شاید هیچ نامه ای در دنیا نوشته نخواهد شد . اول آنکه برای که مینویسی ، دوم آنکه برای چه مینویسی.برای که مینویسی ، یعنی اینکه مخاطب نامه ات چه کسی است و آدرسش کجاست و قرار است به دست چه کسی برسد . پرسشم این است که گواهی نامه صادر برای مهیار ، مخاطبش چه کسی است .همانگونه که در متن گواهی نامه تاکید گردیده است "بنا به درخواست پدر نامبرده برای ثبت نام در کلاس اول " قرار بود این نامه خطاب به رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان باشد که چنین قیدی ندارد .شاید خرده بگیرید که متن نامه همین را میفهماند و آنگاه من روبرویم با پرسش دومم ، برای چه مینویسی .

این گواهی نامه با چه هدفی صادر گردید .آیا ثبت نام کودکان (سالم یا کم توان ذهنی )در کلاس اول ( عادی یا استثنائی ) نیازی به صدور معرفی نامه از سوی بهزیستی برای آموزش و پروش دارد که مطمئنا اینگونه نیست چه اینکه برپائی پایگاههای سنجش آن وقت بی معنی مینمود همانگونه که در ادامه خواهم گفت در نهایت برای مهیار اینگونه شد .آیا درخواست پدر مهیار این بوده که گواهی گردد مهیار دچار عارضه سندرم دان است ، واقعیتی که هر عاقلی با نگاه به چهره ظاهری مهیار میفهمد یا درخواستش این بوده که گواهی گردد او متولد سال 79 است و در ادامه به اشتباه نوشته شود که کودک هنوز به دنیا نیامده تحت پوشش بهزیستی لاهیجان است از سال 74 !.

نامه ای که نه معلوم است برای که نوشته شده و نه معلوم است برای چه ، هيچ هدفی از پدر مهیار را جامه عمل نمی پوشاند و هیچ دردی از او دوا نمیکند . سالهاست با خود عهد کرده ام نامه هائی را که با قید بی ارزشی قانونی برایم نوشته شوند را ، حتی نگاه هم نکنم چه رسد به تامل و بهره بری ، اما این یکی به دلایل فراوان که برای خود دارم از جمله همه زحمات شما و پرسنل شریف بهزیستی برایم فرق دارد و با احترام تمام ، تنها به پیوست عودتش میدهم .

اما هدفم از این تلاش و درخواستم ، آنگونه که پیشتر در مطلب پیوست نوشتم ، من در تمام پروسه رشد مهیار ، خود را مکلف به انجام وظایفم دانسته ام و همواره نتیجه را وا گذاشته ام به همان که این فرشته آسمانی را با بالهای شکسته در خانه من فرود آورد تا حداقل حکمتی که من از او به فکر دارم مرا بیازماید ، تا به من بفهماند که مرا از دیگرانی چون من بیشتر پسندیده است برای تحمل آزمایشش و حتما در ادامه این راه سخت مرتب در نظرم دارد که چگونه میکنم با فرشته بی پر و بال زمینی اش .

بعد از آقای حکیمی کارشناس محترم بهره هوشی اداره بهزیستی لاهیجان  که لطف فراوان داشت و به نهایت هدفم را درک کرده بود و مطمئنا به گواه شاهدان حاضر ، نظرش این نبود که در متن گواهی نامه برای مهیار صادر گردید ، چند کارشناس خبره دیگر که سالها عمر با عذتشان را در جهت آموزش بچه های ناتوان ذهنی گذرانده اند ، جملگی پس از انجام تست های جور و واجور ، مهیار را بهترین کیس و آموزش پذیرترین بچه سندرم دان با شرایط سنی برابر در طول دوران کاری خود دانسته اند .میگویند بیش از 60 % بچه های سندرم دان در کشورهای دیگر در مدارس عادی و در کنار بچه های عادی  تحصیل میکنند  و من با تاسف از خود میپرسم اگر مهیار با این شرایطش نتواند در مدارس عادی تحصیل کند ، خود تکلیف بقیه بچه های سندرم دان ایران روشن است .وای برما در کجای دنیا ایستاده ایم و متاسفانه این جواب میشنوم که نظام آموزشی شان قوی است و فرهنگ شان بالا . پس با خود عهدی دیگر بسته ام که دیگر در هیچ نوشته ام از واژه "مردم با فرهنگ ..."  استفاده نکنم .

همه این کارشناسان محترم راست میگویند و من هم قبول دارم اما تمام هدفم این بود که می خواستم به نظام آموزشی سنتی ایران جسارتی کنم . میخواستم آغازگر تلاشی باشم برای برچیدن این سنت کهنه ، همان که دیگران را بدین واسطه با فرهنگ میخوانیم .میخواستم با کمک شما (سازمان بهزیستی ) به عنوان متولی حمایت از این بچه ها و تلاش مهیارم ، فرزندان سندرم دان ایران را ثابت کنم . میخواستم مهیار چراغی روشن کند برای هدایت پرواز سایر فرشته های آسمانی ، در آسمان این کشور اسلامی ، همانگونه که تاکنون اینگونه بود. میخواستم ثابت کنم که ما هم میتوانیم مثال دیگرانی شویم برای پیشرفت و افزایش امید .

من از بهزیستی فقط یک حمایت واقع نگر را میخواستم ، فقط همین ، اما این از مهیار و شاید دیگرانی چون او دریغ شد . باور کنید به واسطه تقدس هدفم از هیچ کس ناراحت نیستم اما انتظارم را هیچگاه از سازمانهای مرتبط فراموش نمیکنم و از آن نمیگذرم . برای جمع شدن خیال همه آنها که به نوعی شاید در این ارتباط مسئولیتی سازمانی و اداری دارند شاید بهترین راه همان بود که من قبل از دریافت گواهی نامه صادره از سوی بهزیستی کردم . مهیار را با طی روند ثبت نام عادی مانند  هر بچه دیگری که میخواهد برای سال اول دبستان ثبت نام کند ، بدون نیاز به هیچ گواهی نامه ای از هیچ جائی، در مدرسه استثنائی ایوب ثبت نام کردم و از این بابت هیچ نگران نیستم ، تا دیگر هیچ کس ، هیچ ترسی از انعکاس واقعیت ارائه نتیجه تست کارشناسی نداشته باشد و در ذیل درخواستم ، واژه بی ارزشی قانونی را اضافه نکند .

 

با احترام – مرتضی پیله ور جاوید – پدر مهیار

 

 

جواب غیر مسئولانه بهزیستی لاهیجان

و این هم جواب غیر مسئولانه بهزیستی لاهیجان به همه تلاشهای چند ماهه ما ، نامه ای که با احترام به سوابق گذشته همکاریمان و طی یاداشتی توضیحی برایشان پس فرستادم چه که این نوشته را توهین به شعورم تلقی کردم .

 

گواهی میگردد

           آقای مهیار پیله ور جاوید متولد سال 1379 دارای عارضه سندرم دان بوده و از سال 1374 تحت پوشش اداره بهزیستی لاهیجان میاشد . این گواهی بنا به درخواست پدر نام برده برای ثبت نام در کلاس اول صادر گردیده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد .

دکتر ..............................

سرپرست بهزیستی لاهیجان

امضاء از طرف

تس مجدد مهیار توسط آقای تائیدی

جوابی را که قرار بود بهزیستی به ما بدهد مدتها طول کشید و تقریبا با خبرهائی که میشنیدم از جلسات متعدد در بهزیستی برای موضوع مهیار که نشان از مخالف رئیسش داشت ، تقریبا از نتیجه گیری از آن طریق امیدوار نبودم پس در این مدت در  این مدت باید به سراغ دیگران میرفتم .

 

آقای احمد تائیدی از کارشناسان آموزش و پرورش که سالها عمر شریفشان را در راه آموزش بچه های کم توان ذهنی گذاشته اند . با هماهنگی که توسط مدیر محترم مدرسه استثنائی ایوب لاهیجان با ایشان بعمل آمد ، قرار تست را در خانه خودمان گذاشتیم . انصافن مهیار باز به همه چیز حتی بهتر از قبل جواب داد . ولی در نهایت ایشان پس از حدود چهار ساعت گفتگو ، به دو دلیل ما را متقاعد کرد به ثبت نام مهیار در مدرسه استثنائی . اول آنکه نظام آموزشی ما توان همکاری با این بچه ها را ندارد و دوم آنکه فرهنگ جامعه ما این را نمیپذیرد و هر دو ی این موارد به جای اینکه مهیار را به پیشرفت برساند ، ضعیف تر و گوشه گیر مینماید و تاثیرات منفی زیادی که او بر میشمرد .

 

تائیدی که اصرار ما را میدید حتی پیشنهاد کرد مهیار را در یکی از مدارس روستائی اطراف شهر که معمولا دارای تعداد کمی دانش آموز هست ثبت نام کنیم . هر چند که خود به این یقین رسیده بود که این هم به ضرر مهیار است . گفتگوی مان سه ساعتی طول کشید و در نهایت او ما را مجاب به ثبت نام مهیار در مدارس عادی کرد به دو واسطه که من در ادامه حتما پیگیرش خواهم شد . نظام ضعیف آموزشی و یک واژه که دیگر در هیچ نوشته ام برای این ها که من سرو کارم با آنها استفاده نخواهم کرد ، فرهنگ

 

عدم موفقیت من در ثبت نام مهیار در مدارس عادی

نزدیک به چهار سال است که با این وبلاگ جدای از اطلاع رسانی ، همواره خبرهای خوب و امیدوار کننده میدادم به خانواده بچه های سندرم دان و آخرینش را نوشته بودم برای راهیابی مهیار به مدرسه عادی که امید های زیادی ایجاد کرده بود . همه اینها برای تشویق بیشتر خانواده ها بود برای آموزش بیشتر این فرشته های آسمانی .

 بعد از چند ماه تلاش به دلایل زیاد که روندش را مینویسم ، موفق نشدم به ثبت نام مهیار در مدارس عادی و  بلاخره مهیار را نیز مانند سایر همسانانش در ایران در مدارس استثنائی ثبت نام کردم تا ما همچنان از قافله جهانی که آموزش این بچه ها را بی هیچ چون و چرائی وبه هزار دلیل در مدارس عادی پذیرفته است و برایش برنامه ها دارند عقب بمانیم . در این فضا من به واسطه موقعیت اجتماعیم در شهر  لاهیجان میتوانستم مهیار را در مدارس عادی ثبت نام کنم بی ملاحظه به موافقت یا مخالفت این و آن . اما من هدفم مهیار بود نه اثبات خودم و اینگونه بود که به مانند یک شهروند معمولی راهم را ادامه دادم .

من این عدم موفقیت را یک شکست تلقی نمیکنم  بلکه این را یک تغییر استراتژی میدانم  . عزیزانم هیچ اتفاق نا امید کننده ای نیافتاده است . راه ادامه اش را در سالهای آینده میدانم و در ادامه برایتان خواهم نوشت . تا انشاء ا.. در همین چند سال آینده این بچه ها را به حق واقعی شان برسانیم . به امید آن روز

صدور مجوز برای  ثبت نام مهیار در کلاس اول مدارس عادی

 

ماهی کوچولی من چند روزی ديگر هفت ساله ميشود و هفت سالگی اولين یادمانش برای همه مان رفتن به مدرسه است . از چند ماه پيش تمام دغدغه ام تلاش برای ثبت نام مهیار در کلاس اول مدارس عادی بود چه اينکه اين شاید تمام هدفم بود در طول سالیان و ديروز محقق شد اين مهم برايم با کمک انسانهائی چون همیشه بزرگ .

 

خانم دکتر پورفهيم رئیس محترم بهزیستی لاهيجان از جمله آن بزرگانی است که در طول دوره آموزش مهیار در لاهيجان ، ما همواره مديون اوئيم . با همت او  و همراهی و همکاری دوست خوبم آقای محمد پور ، که در تمام ديروز همراهم بود در بهزیستی لاهيجان ، تست روانشناسی و هوش مهيار توسط انسانی ديگر از جنس ايشان در بزرگی و مهربانی با نام  "آقای حکیمی "، انجام شد و نتيجه اش تشخيص مرزی بودن مهیارم  و اين يعنی برآورده شدن تمام آرزوي اين چند سال و اخذ مجوز رسمی برای ورود مهیار به کلاس اول درمدارس عادی .   

 

ديروز پيش از شروع تست گفتم به آقای حکمیی که ، برای من پدر دارای فرزند سندرم دان شايد راحت ترین و کم دردسر ترین راه آموزش ، فرستادن فرشته آسمانیم به مدرسه استثنائی باشد و حتی شاید در آنجا در آموزش الفباء وخواندن ونوشتن موفق تر هم بشود اما نگاه به اين واقعيت که قسمت بیشتر آموزش اين بچه ها از راه تقليد است ، از نظر من  مدرسه استثنائی برايش يعنی افت آموزشی . چه اینکه هدفم در آموزش مهیار تنها خواندن و نوشتن صرف نیست بلکه آموزش زندگی است .

 

به او گفتم موضوع اين وبلاگ را که مهیار به واسطه اش ما را با ديگرانی چون ما پيوند داده است و خود جلودار آموزش بچه های سندرم دان شده است . به او گفتم از خانواده های که اکنون دیدن مهیار ، امید شان داده است به آموزش بیشتر اين فرشته های آسمانی . از پایا و مليکا و زهرا و پرنیان و مهسا و مهدی و سارا و عليرضا .... گفتم که همه شان مهیارند و همه جایند  . در رشت و شیراز و تهران و اردبیل و سهند تبریز و کردستان و ...

 

 به او گفتم رفتن مهیار به مدرسه عادی ، حداقل نتیجه اش برای سایر فرشته های آسمانی ، يعنی تلاش بیشتر بسیاری دیگر از خانواده های برای رسیدن به اینجا که ما آمده ایم و  این یعنی خود آموزش بیشتر و در نهایت موفقیت شان. به او گفتم فرستادن مهیار به مدرسه عادی يعنی تحمل بسیاری چیزها که عذاب آور است برايم و من قسمتی از آن را از چند سال پیش در دم درب مهد کودک گلها تجربه کردم در همان اوایلش . خصوصا آنکه اولياء امروزی که با نگاهی ریز بینانه و دقیق تمام فعالیتهای آموزشی بچه هاشان را تعقیب دارند برایشان  سخت است نشستن یک بچه سندرم دان کنار فرزندشان و من به آنها حق ميدهم چه که شاید من هم جایشان بودم اینگونه میشدم ، کسی چه میداند .

 

پیشتر از آنی که حکیمی بگوید از مزایا و معایب این دو نوع مدرسه ( استثنائی و عادی ) پيشتر و بیشتر گفتم . همه راگفتم برای توجیح هدفم ، اما هيچ وقت هدفم را از او خواهش نکردم . حقیقتا تمام نتیجه و تصمیم را به او سپرده بودم . چه آنکه بعد از تولد مهیار نیز تنها آن کردم که احساس داشتم بر  آن مکلف شده ام و همیشه نتیجه اش  را سپرده ام به خدائی که به واسطه اين فرشته ای که به من داده است  در امتحانم . به آنچه که حکیمی ميخواست بگوید يا تشخیص میداد تسليم بودم و انصافا هم برای شنیدن جواب منفی آماده بودم . چون که هنوز هم مرددم به اینکار و نمیدانم آیا ميتوانم از زیر این مسئولیت جدید برآیم يا نه همان کنم که تاکنون متداول بوده است .

 

 بعد از این گفته ها و شنیده ها که بدون حضور مهیارم بود ، تست شروع شد با خانوم های همکار آقای حکیمی که در طول این مدت ، مهیار در حال بازی بود با آنها در اطاقی دیگر و دورش میچرخیدند و او در پاسخگوئی همراهی دوستان جدیدش را میخواست نه مرا . از اطاق بیرون آمدم و فال گوش ایستادم دم در . ماهی کوچک حالا داشت میشمرد. ا ، 2 ، 3، .... بعد از گفتن 10 تشویق میخواست که همراهانش نمیداستند . از پشت درب برایش دست زدم .  از رنگها و نام ها و پدر و مادر و شهر و استان و ایران و بسیاری که از او دست جمعی میپرسیدند و او کم و بیش جواب میداد . خیلی ها را نیم بند میگفت ، اصلن برایم مهم نبود ولی هر چه بود مقصود میرساند.

 

در جوابگوئی به پازل های نقاشی من رفتم داخل و کمکش کردم چرا که مهیار تاکنون ندیده بود شبیه اش را و حکیمی اتفاقا این را همان دلیل تست میدانست . تعدادی را میدانست و تعدادی را هم نه . و من اما بر اساس نوع آموزش اين بچه ها که بیشتر ریشه در تقلید دارد اعتقاد یافتم که این شاید بهترین روش برای سنجش هوش فرشته های آسمانی مان نباشد و پرسش از رفتار و کردارشان در خانه و مهد میتواند در نتیجه گیری و ارائه دقیق سنجش شان موثر باشد و این را به حکیمی گفتم که البته او نیز با قسمتی از نظرم موافق بود .

 

حکیمی تشخیص اولیه مهیار را در حد 70 تا 80 دانست ولی به آن واسطه و چيزها که من گفتم و بسیاری از دلایل که خود داشت از جمله تستی که در هنگام ورود مهیار به مهد کودک از او گرفته بود و نتیجه ای را که اکنون در مهیار میدید ، طبقه سنجش مهیار را بالای 80 تائيد کرد و این يعنی  همه چیز برایم تا اين لحظه و آن به واقع مجوز ورود مهیار به مدارس عادی بود . 

 

 به واسطه آن هاله تقدس که دور هدفم دارم ، تلاش میکنم همه چیز این پروسه جدید را نیز تحمل کنم  .مخصوصا نگاه تحقير آميز یا دلسوزانه سایر پدر و مادرها و  معلم و مدیر و تحمل بسیاری رفتارهای ديگر را . من پی همه چیز را به تنم مالیده ام تا مهیارم  اميد های این گروه که با همراهند را زنده نگه دارد . بیشتر آن چيزهائی که شاید در اوایل به  مهد کودک رفتن مهیار تجربه اش کرده ام . اما برای گذر از همه این مراحل ، باز این ماهی من کمکم کرد . او خود را اثبات کرد تا ديگران به دلیل تلاش برای بهتر شدن دوستش بدارند و اين را بیشتر اوقات نه در سر درب مهد کودک بلکه در خیابانهای لاهیجان و دور استخر ميبينم ،  آن هنگام که دوستان  کوچولوی مهد گلها ،  با عشقی وصف ناپذير  او را به خود ميفشارند و اولیاء شان که همه ديگر مهیار را ميشناسند و به او محبت ميکنند .

 

و این خواسته پدر از توست  پسرم ، ماهی من ، کوچولوی من ، کمکم کن

 

 

 

وبلاگ فرشته های آسمانی

و بلاخره امروز مهیار پس از دو هفته آبله مرغان به مهد رفت . اما مهمتر از همه اینکه مذاکره ای را با دبستان غیر انتفاعی تربیت لاهیجان برای  ثبت نام مهیار در کلاس اول دبستان (با بچه های عادی)شروع کرده ام . برای جوری کارش دعا کنید .

اما نکته خوشحال کنند اینکه وبلاگ فرشته های آسمانی  در زمینه بچه های سندرم دان به نویسندگی خانوم یا آقای آزاد پای در عرصه وب گذاشته اند . از اینکه همراهی اینگونه یافته ام احساسم این است که کمی از مسئولیت سنگینم کاسته شده  و خدا را شاکرم به خاطر این فضائی که در کمک به این فرشته های آسمانی ایجاد شده است .

در وبلاگشان نتوانستم کامنتی بگذارم اما از همین جا همه گونه همکاریم را با ایشان اعلام میدارم .

کانون سندرم دان ایران

بلاخره بعد از کلی وب گردی موفق به پیدا کردن آدرس اینترنتی کانون سندرم دان ایران شدم . شما با کلیک روی لینک پائین میتوانید از خدمات کانون استفاده کنید . هر چند سایت کامل نیست ولی این خود شروع خوبی است . من خودم تا کنون اینجا نرفتم ولی در روزهای میانی خرداد ماه حتما به این کانون سری خواهم زد .

کانون سندرم دان ایران 

آدرس : خیابان توحید - بین فرصت و شباهنگ - کوچه شهید ابوالفضل حاج رضایی -شماره 32

تلفن: 66918999 د ورنگار : 66919627

نمونه های موفق سندرم دان

مهیارم در تب دانه های سرخ و آبدار مرغی میسوزد و من ماندم او تا ۱۰ روز آینده چه که مادرش نمیتواند به دلیل واگیریش . مادر پایا جان زحمت کشیده و لینکی زیبا  برایم فرستاده است از چند نمونه موفق سندرم دان در جهان . 

در ادامه زندگی نامه عمر الداوی   جوان عکاس برجسته کویتی با بیماری سندرم دان را هم بخوانید. البته در آینده نزدیک ترجمه فارسی آن را نیز خواهم گذاشت .

عمر الداوی - عکاس برجسته کویتی در حال دریافت لوح تقدیر در جشنواره عکس کشور کویت

 

مولكول احتمالا اميدبخش براي سندرم دان

December 2005- bbc:
محقين معتقدند مولكولي را شناسايي كرده اند كه مي تواند براي درمان اختلال ذهني در بيماران مبتلا به سندرم دان هدف قرار گيرد .يك تيم در انستيتوي روانپزشكي كالج سلطنتي لندن دريافته اند كه بيماران مبتلا به سندرم دان سطح بالاتري از myo-inositol در مغز خود دارند . آنها همچنين دريافته اند كه سطوح افزايش يافته ي اين مولكول با كاهش توان فكري ، در اين افراد ، ارتباط دارد .
محققين همچنين نسبت به اينكه سطح بالاي myo-inositol بتواند زمينه ساز بروز بيماري آلزايمر در اين بيماران باشد ، مظنونند .مولكول ها به عنوان عامل تشكيل پلاك هاي amyloid ، كه نشانه آلزايمر هستند ، شناخته شده اند .بيماران مبتلا به دان در سن چهل سالگي ويژگي هاي مغزي بيماري آلزايمر را نشان مي دهند اگرچه همه به زوال عقل مبتلا نمي شوند .تركيب كند ذهني موجود و زوال عقلي كه افزوده مي شود ، درماني مشكل و كنترلي پرخرج دارد .

غلظت كاهنده

محقق ارشد پروفسور Declan Murphy مي گويد : در اين مطالعه نشان داده ايم كه افراد بالغ مبتلا به دان به طور قابل توجهي غلظت بالاتري از myo-inositol در ناحيه hippocampal مغز خود همراه با يك توانايي شناختي كاهش يافته دارند .ما اكنون در حال انجام مطالعات بيشتر هستيم تا ببينيم كه آيا مي توانيم غلظت myo-inositol را در مغز بيماران كاهش دهيم . اميدواريم كه اين روش ، اگر بتوانيم اين كار را انجام دهيم ، راه جديدي براي درمان اين اختلال مخرب باشد .
سندرم دان شايع ترين علت اختلال ذهني است و به دليل وجود سه كپي از كروموزوم 21 ، به جاي دو كپي، بروز مي كند .تحقيقات اخير نشان داده است كه يكي از ژن هاي موجود روي كروموزوم 21 توليد يك پروتئين را ، كه پمپاژ كننده مولكول myo-inositol به درون مغز است، كنترل مي كند .سطوح افزايش يافته myo-inositol در مغز بيماران مي تواند بر اساس اين حقيقت توضيح داده شود كه اين افراد يك كپي اضافه از اين ژن دارند كه موجب پمپاژ مي شود .

هنوز درماني ارائه نشده است

انجمن سندرم دان اعلام كرده است كه به همه تحقيقاتي كه اثر مفيد احتمالي روي زندگي اين افراد داشته باشد خوش آمد مي گويد .ما از دانشمنداني كه نتايجي به دست مي آورند كه به ما در درك دلائل ناتواني در يادگيري مرتبط با سندرم دان كمك مي كند سپاسگزاريم .اما ، محققين انستيتوي روانپزشكي درماني را نويد نمي دهند . براي دسترسي به هر نوع درماني در آينده راهي طولاني درپيش است .محققين از تكنولوژي اسكن پيچيده اي براي اندازه گيري غلظت myo-inositol در مغز 38 بيمار بالغ و 42 فرد سالم استفاده كردند .

تلاش دانشمندان برای کشف ژن محرک سندرم دان - انقلابی احتمالی در درمان سندرم دان

متن انگلیسی مربوط به ژن دان توسط آقای سلمان ترجمه شده است که ضمن تشکر مجدد از ایشان حتما خواندنش را به همه توصيه میکنم :


ژن محرك سندرم دان

دانشمندان بر اين باورند كه ممكن است روزي بتوانند برخي علائم سندرم دان را وارونه(اصلاح) كنند . محققين سوييسي و آمريكايي ژني يافته اند كه به تصور آنها مسؤل كندي ذهن در دان است . گروه اميدوارند كه به اين ترتيب دارويي كشف شود كه بخشي از مغز را كه در بيماران مبتلا به اختلالات ژنتيك عملكرد مناسبي ندارد ، دوباره فعال كند . اما تاكيد مي كنند كه كارشان در مرحله ي مقدماتي قرار دارد و از هرگونه درمان چند سال فاصله دارند .

هسته ي سلول انساني شامل 23 جفت كروموزوم است كه اطلاعات ژنتيك مورد نياز براي رشد و فعاليت صحيح بدن را حمل مي كند . كودك ، در سندرم دان ، يك كپي اضافي از كروموزوم 21 دارد و اين براي چند سيستم مهم بدن مزاحمت ايجاد مي كند .
ژنهايي بيش از حد لزوم :

برخلاف بسياري از نواقص ژنتيك كه به دليل فقدان يك ژن روي مي دهند نقص دان به دليل وجود يك كپي از ژني معين روي سومين كروموزوم 21 بروز مي كند . اين به اين معني است كه آنها مواد شيميايي معيني را بيش از حد لزوم در بدن توليد مي كنند و اين باعث بي نظمي در مكانيزم هاي دقيقي كه رشد و عملكرد ارگان هاي حياتي را اداره مي كنند مي شود . اين بيماران داراي خصوصيات ظاهري متمايز ، با چشم ها و زبان برآمده ، هستند . مهم تر از آن ، اغلب نواقص قلبي دارند ، براي ابتلا به بيماري هاي قلبي مستعدند و در برابر عفونت ها آسيب پذيرند . مهم تر از همه ، اغلب بچه هاي مبتلا به دان درجات مختلفي از كند ذهني دارند .
محققين ادعا مي كنند ژني روي كروموزوم 21 يافته اند كه نقشي در كندي ذهن بيماران ايفا مي كند . محققين در موش هايي كه نقص ژنتيك مشابهي دارند ، و ژن هاي مشترك بسياري با انسان ها دارند ، ژني يافته اند كه به ظاهر مانع از انتقال يك ماده شيمياي مغزي مهم به بخش معيني از پيش مغز مي شوند . قبلا اين امر به كندي ذهن مربوط شده است .

شانس برگشت
اخبار مربوط به شيمي و صنعت حاكي است كه اين ژن اكنون مي تواند هدفي براي داروهاي تنظيم كننده عملكرد ژن اضافي ، هر چند در چند سال آينده ، باشد . به طور قابل ملاحظه اي ، اميد هايي وجود دارد كه دارويي براي وارون كردن اين نقص ژنتيك ، حقيقتا ، بتواند كند ذهني را ، حتي در بالغين ، چند درجه اصلاح كند .
اين ناحيه از پيش مغز به سلول هاي جديد نياز ندارد ، چرا كه از قبل سلول دارد ، گرچه اين سلول ها به درستي عمل نمي كنند . تئوري آنست كه دارويي براي ترميم عملكرد مناسب مي تواند اثر مشخصي داشته باشد . پروفسور Mobley ، مي گويد : به طور قطع فكر مي كنيم كه در مسير درست براي ترميم حافظه و يادگيري بيماران هستيم . با داروي كامل در دوز مناسب مي توانيم توليد پروتئين توسط كپي اضافي از ژن را كاهش دهيم . ما فكر مي كنيم كه اين امر مي تواند كند ذهني را اصلاح كند .

بهبود حتمي نيست:
اما ، اين حتمي نيست ، چرا كه كسي نمي داند كه نورون هاي تازه فعال شده چگونه رفتار مي كنند يا اينكه با نورون هايي كه به صورت وسيع در مغز فعالند چگونه هماهنگ مي شوند . پروفسور Mobley مي گويد : ممكن است كه به صورت مطلق هيچ اثري نداشته باشد . دكتر Jonathan Cooper مي گويد : اگر يك ژن خاص در نابودي اين سلول ها درگير باشد مي بايست آنرا هدف قرار داد اگرچه اين امر درعمل ، از نظر فني ، ممكن است دشوار باشد . اما ، اگر بتوانيد اين تجمعات سلولي را ترميم كنيد ، مهم است بدانيد كه آنها كاملا كاربردي اند ، كه در حال حاضر نامعلوم باقي مي مانند .
«اين يك گروه تحقيقاتي خيلي خوب است و اين ايده نشان دهنده توان بالقوه بالايي است اگرچه در مراحل اوليه قرار دارد . احتمالا پيش از انتقال به انسان برخي راه ها بايد طي شود . سخنگوي انجمن سندرم دان در گفتگو با بخش خبري بي بي سي مي گويد : يافته هاي Mobley و گروهش جالب توجه است و ما به هرچيزي كه زندگي بيماران را بهبود بخشد خوشامد مي گوييم . اما ، اگرچه به نطر مي رسد اين كار در مرحله مقدماتي و بدون درمان هاي مؤثر محتمل در آينده اي قابل پيش بيني باشد ، قصد داريم كه با گروه ، براي بررسي امكان حمايت انجمن از آنها ، در ارتباط باشيم .

متولد برج عقرب - نگاه اجتماعی پوران درخشنده به بچه های سندرم دان ایران

به گزارش سایت پندار شوراي صدور پروانه ساخت فيلمهاي سينمايي 35 ميليمتري در جلسه اخير خود با درخواست پروانه ساخت  « متولد برج عقرب» به كارگرداني پوران درخشنده موافقت نمود. پوران درخشنده در گفتگو با خبرنگار ايسنا گفت: اين فيلم كه بزودي پيش توليد آن را آغاز مي‌كنم يك نگاه اجتماعي به بيماري سندرم دان (مونگليسم) دارد.

ضمن تقدیر از این حرکت انساندوستانه این کارگردان مطرح سینمای ایران آمادگی کامل خود و مجموعه ایی از خانواده های مرتبط را جهت همکاری با ایشان در زمینه غنای بیشتر این اثر که مطمئنن گامی بزرگ در جهت حمایت از بچه های سندرم دان ایران و نزدیکی و تقریب بیشتر آنها باجامعه خواهد بود اعلام میدرام .

21 مارس روز جهانی سندرم دان

تلاش برای نام گذاری روز ۲۱ مارس به عنوان روز جهانی حمایت از سندرم دان (حتما ببینید)

نام گذاری روز 21 مارس به عنوان روز جهانی سندرم دان

تلاش دانشمندان برای کشف ژن جدید برای بهبود بچه های  سندرم دان

چندی پیش لینک مطلبی را یکی از دوستان برایم فرستاد در ارتباط با تلاش دانشمندان برای کشف ژنی که میتواند تحولات عظيمی را در بهبود وضعیت بچه های سندرم دان بعمل آورد . از دوستان عزیزی که دستی در عالم ترجمه داشته يا تسلط به زبان دارند خواهمشندم مطلب ذیل را ترجمه و برایم ارسال تا در وبلاگ بچه های سندرم دان برای اطلاع همگان قرار دهم .

Down's syndrome gene 'exciting'

Scientists believe they may be able to one day reverse some of the symptoms of Down's SyndrUS and Swiss-based researchers have found a gene they think is responsible for mental retardation in Down's. The team hope that a drug could now be discovered to "reactivate" a part of brain that does not work properly in patients with the genetic disorder. However, they stress that their work is at an early stage, and any treatment would be some years away. The human cell nucleus contains 23 pairs of chromosomes, which carry genetic information necessary for developing and running the body correctly. In Down's syndrome, the baby carries an extra copy of chromosome 21, and its presence interferes with several important body systems.

Too many genes

Unlike many gene defects, which happen because a key gene is missing, the Down's defects arise because they have an extra copy of certain genes on the third chromosome 21. This means that they are producing too much of certain body chemicals, throwing finely tuned mechanisms which govern the development and function of vital organs into disarray. Children and adults with Down's have a distinctive facial appearance with protruding eyes and tongues. More importantly, they often have heart defects, are generally more prone to heart disease, cannot regulate temperature well in infancy, and are vulnerable to infections. On top of this, most children with Down's have varying degrees of mental retardation.

The research team, based both at Stanford University in California and the University of Geneva, claims to have found a gene on chromosome 21 which plays a role in retardation. In experiments in mice which have a similar genetic fault - and which share many genes with humans - they have found a gene which appears to hinder the transport of an important brain chemical into a certain part of the forebrain. This has already been linked with retardation.

Reversal of fortune

Chemistry and Industry reports that this gene could now be the target for drugs to "downregulate" the action of the extra gene - although these drugs are some time away. Remarkably, there is some hope that a drug to reverse this gene defect could actually reverse retardation to some degree even in adults.

This area of the forebrain does not require new brain cells - it already has cells, but they are simply not working properly. The theory is that a drug to restore their proper activity could have a marked effect. Professor William Mobley, from Stanford University, said: "We definitely think we are on the right track to restoring memory and learning in individuals with Down's syndrome.

"With the perfect drug at the right dose, we can reduce protein production by the extra copy of the gene. "We think that this could reverse mental retardation."

No certain improvement

However, this is far from certain, as no-one knows how newly-reactivated neurons would behave, or how they would fit into the wider workings of the brain. Professor Mobley said that it was possible there would be absolutely no effect whatsoever.

Dr Jonathan Cooper, from the Institute of Psychiatry, told BBC News Online: "If it's a single gene involved in the degeneration of these cells, then it should be possible to target it, although this may be technically complicated to do". "However, if you can restore these cell populations, it would be important to know that they are fully functional, which presently remains unclear"

"This is a very good research team and this idea shows great potential - although it is at a very early stage."There is likely to be some way to go before this can translate into treatments in humans." A spokesman for the Down's Syndrome Association told BBC News Online: "The findings of William Mobley and his team are interesting and we would welcome anything that improves the lives of people with Down's syndrome.

"However, although this work appears to be at a very early stage, with no effective treatments likely in the foreseeable future, we plan to be in communication with the team to see if there is any opportunity for us to give our support. "

 http://news.bbc.co.uk/go/pr/fr/-/1/hi/health/3231285.stm

Published: 2003/10/31 15:30:41 GMT

پایا کوچولو

دیروز غروب هنگامی که بر اثر مشکلی کاری در بحران و استرس بودم به ناگاه افتخار میزبانی این کوچولوی نازنین که از جنس مظلومترین فرزندان خداست به همراه خانواده اش به ما دست داد . پایا کوچولو که اکنون دو ماه بیشتر ندارد با صورتی سفید و بور و چشمانی روشن که به نهایت کودکی مهیار را برایمان تداعی میکرد دیگر در خانه و این وبلاگ دوست ماست .

پایا کوچول از مظلومترین پسران دنیار

پدر و مادر مهربان و البته کمی به حق نگرانش به گمانم با دیدن مهیار و عکس ها و فیلمها و شیطنت هایش و با سوالات فراوانشان بر پشتکارشان برای آموزش بیشتر پایا افزون تر شده بود و من از این بابت بسیار خوشحالم . هر چند شاید دو ماه زمان اندکی برای پذیرش اين مشکل برای خانواده ها باشد اما آنها با دانائی و درایتشان این مرحله را پشت سر گذاشته بودند و این بهترین دست آورد آموزش تا این مرحله است. دیشب پس از دیدن پایا بهترین ها را برایش آرزو کردم و از شما هم چنین تقاضا دارم .

سلام بر مهسای عزیز

مهسا ، عزیزم آنگونه که پدرت نوشت تو دو سال بزرگتر از مهیار منی . ای کاش پدر عکسی از تو  برایم میگذاشت آن وقت میتوانستم به مهیار بگویم که "این دختره دوست تو هست پسر.! " و آنوقت مهیارم دوستی دیگر میداشت .

 مهسای عزیز تو از پاک ترین بنده گان خدائی و پدر و مادرت را همین افتخار بس . مهسا ، مهیار و میلاد و بسیاری دیگر ، همه تان را دوست دارم و برای شما تلاش میکنم . همه تان را مهیار میخواهم و از هیچ چیز برای روشنی فردای زندگیتان دریغ نخواهم کرد.

آقای ساجد همه آنچه را از من میخواستين برایتان ايميل کردم به هر دو آدرس .

 

صبورترين پسر دنيا

نامه من به انجمن سندرم دان ايران را در مطلب قبلی خواندید و اینک در اين پست جواب نامه خانم دکتر الهياری را برايتان ميگذارم .

 

به نام خدا

حضور محترم جناب آقای مهندس پيله ور جاويد و خانم

 

با سلام و تشکر از نامه مورخ 15/6/84 شما ، بسيار خوشحالم که مهيار جان مسير طبيعی با ساير همسالان خود را طی نموده و مدت دو سال است که به مهد عادی ميرود که به طور يقين نتيجه تلاشهای شما والدين ميباشد .

همانطور که نوشتيد تغيير مکان داشتيم و در نهايت آخرين مکان خود را تحويل داديم . اين مطلب را فقط جهت اطلاع خودتان ميگويم که خانم ...... وقتی به امور انجمن آشنا شد با چند مادر ديگر هم صدا شد و گفتند طی برگزاری کلاس از والدين شهريه گرفته شود ولی با مخالفت من روبرو شدند زيرا از زمانی که به فکر تاسيس انجمن افتادم هدفم اين بود که انجمن خيريه باشد و والدين مجبور به پرداخت وجوه سنگين نباشند . خانم .... بدون اطلاع انجمن و  ....  کانون سندرم دان را راه اندازی کرد و شکايت مرا به صاحب ملک کرده ايشان هم عذر انجمن را خواستند و خودشان که يکی از پدران انجمن بودند در اين کانون فعاليت کردند .

در واقع هميشه استواری در هدف و خارج نشدن از راه مستقيم گران تمام ميشود ولی امروز سراسر ايران انجمن سندرم دان است . زيرا با والدين به صورت مکاتبه ، تلفنی يا حضوری در شهرستانها و نقاط مختلف تهران مشاوره انجام ميدهم و اکنون انجمن 300 نفر عضو دارد و اگر خدا قبول کند اين خدمت افتخاری ادامه خواهد داشت .

جهت اطلاع شما آموزش و پرورش در سال 82 بخشنامه ای به مدارس ارسال نمود مبنی بر اينکه کودکان با اختلال کم يآد گيری ميتوانند در مدارس عادی ثبت شوند . در تهران هم چند تن از کودکان انجمن به مدارس عادی راه يافتند البته در تست سنجش مدارس عادی قبول شده بودند زيرا کارشناس آموزشی به مدت يک سال با آنها کار کرده بود و بنا براين شما هم اين فرصت را برای مهيار "صبورترین پسر دنیا" داريد تا به مدرسه عادی برود .

خيلی ممنون که آمادگی خود را برای راه اندازی سايت اختصاصی اين کودکان اعلام کرديد پس لطفا در فرصت مناسب سايت اختصاصی انجمن سندرم دان ايران را در نظر داشته باشيد و در صورت امکان از افراد خير جهت تامين هزينه آن دعوت بعمل آوريد . به پيوست تعدادی بروشور جهت مطالعه شما ارسال ميدارم

با آرزوی توفيق روز افزون شما و خانواده محترم

دکتر الهياری – 20/6/84

 

 

نامه ای به دکتر الهیاری

 پیشتر نوشتم که با آشنائی ما با خانم دکتر الهیاری و انجمن سندرم دان تحولی در آموزش مهیار رخ داد . مدتی از ایشان به دلیل تغییر مکانهای متعدد به دلیل مشکلات مالی انجمن خبری نداشتم و با تنها آدرس که یک صندوق پستی (۴۵۱- ۱۹۶۱۵) و از طریق سرچ در گوگل بود مکاتبه ای کردم و بعداز مدتی خانم دکتر الهیاری با من تماس گرفتند و بعدش هم جواب نامه شان آمد . بسیار ناراحتم کرد . دراین پست نامه من به ایشان را بخوانید درپست بعدی جوابشان را میگذارم تا از آنچه را که بر این انجمن گذشت با خبر شوید.

 

انجمن ( کانون) محترم سندرم دان ايران - سرکار خانم دکتر الهياری

سلام عليكم ،

    من پدر مهيار هستم . ما ساکن شهر لاهيجان در استان گيلان هستيم . مهيار پيله ورجاويد . مهيار من جزو شايد اولين اعضاء کانون سندرم دان بوده ولی اکنون مدتی است که از شما هيچ سراغی ندارم . آدرس های مکرری که عوض کرده ايد و مسافت راهی که ما داريم با شما شايد تنها دليلش باشد . اکنون مهيار پنج سال سن دارد .

مدتی او را به موسسه دکتر کريمی در خيابان ظفر مياورديم . دکتر کريمی او را بهترين کيس خود در طول دروه کاريش ميداند . مهيار اکنون به لطف زحمتکشان گفتار درمان – خانم لاله شاهرخی - حرف ميزند و تقريبا جمله بندی را کامل ميکند . هر چند او هنوز در گفتن واژه درست کلمات به عبارت ديگر تلفظ دچار مشکل است .

او نزديک به دو سال است که با بچه های عادی به مهد کودک ميرود.مهد کودک گلها در لاهيجان به مديريت خانم بادلی و هيچ مشکلی هم ايجاد نکرده و اکثر بچه ها او را بيشتر از ديگران دوست دارند . معلم خصوصی او خانم مينا فلاح ، برايش بيشتر از اداب اجتماعی ميگويد و کلاس موسيقی با استادی خانم کوچکی زاد ،  هم اکنون چند ماهی است که در برنامه های مهيار قرار دارد . مهيار از موسيقی الفبايش با ساز بلز مياموزد .

به نظرم مهيار به جز تيپ خاص بچه های سندرم دان ، خيلی کمتر از بچه های عادی نميداند هر چند که به نهايت تلاش ميکنم او را با ايشان مقايسه نکنم . مهيار مدتی است در اينترنت برای خود وبلاگی دارد و دوستانی از سرتاسر دنيا که اخيرا يکي شان از اتريش و شهر وين مهمان ما بود . آدرس وبلاگش با نام مهيار مظلومترين پسر دنيا اينگونه است . www.mahijoon.blogfa.com

برای اطلاع از برنامه های مهيار حتما وبلاگش را ببينيد و نظرتان را بگذاريد . از مهيار که بگذريم مجموعه ای از اطلاعات خودم در مورد بچه های سندرم دان و آدرس مراکزی که به تربيت اينگونه بچه ها اهتمام دارند و مراکز پزشکی مربوطه را که بيشترش مربوط به جزوه های انتشاری شما هست را در وبلاگ اختصاصی بچه های سندرم دان ايران به آدرس www.down.blogfa.com    ميگذارم .

اکنون آمادگی خودم را برای راه اندازی سايت اختصاصی اين بچه ها در ايران اعلام ميکنم . در طول اين مدت به شماره های بسياری که از شما داشتم زنگ زدم ولی هيچ کدام مرا به شما وصل نکرد چون که پيشتر از آنجا رفته بوديد . اين صندوق پستی را هم از طريق سرچ در اينترنت پيدا کردم و به عنوان تنها پل ارتباطی برايتان از همين طريق مکاتبه ميکنم و اکنون در هنگام نوشتن نميدانم که به دست تان ميرسد يا خير و خواهش ميکنم که به محض وصول از طريق تلفن هائی که اعلام کردم مرا مطلع سازيد .

ضمنا آدرس من برای ارتباط يا ارسال مطالب جديد به صورت زير است .

لاهيجان – بلوار شهيد مطهری – نبش خيابان نيما – .........مرتضی پيله ور جاويد  -

شماره تلفن همراه : ..............  شماره دفتر : ...........

 

با احترام

مرتضی پيله ور جاويد – بابای مهيار

مهیار در پیش دبستانی مهد گلها

مهيار ديگه شش ساله شده و امسال قاعدتا بايد ميرفت پيش دبستانی و سال بعد هم کلاس اول. پيش دبستانی رو هم ميشه تو مهد گذروند و هم تو مدرسه که البته بيشتر خانواده های بچه های عادی ترجيح ميدن بچه هاشون اين دوره رو توی مدرسه بگذرونن و اون هم بيشتر به جهت آشنائی بيشتر بچه به محيط مدرسه هست .

مهیار تنها بچه سندرم دان توی لاهیجان هست که اکنون دوساله به مهد بچه های عادی میره . تازه یه جورائی همه دوستش دارند یا حداقل پیش ما اینجوری واگویه میشه . شرايط خاص مهيار بدجوری من و مادرش رو کلافه کرده بود . با خانوم بادلی مدير مهد گلها و تعدادی از دوستان که شرايط مهيار رو ميدونن در مورد اين وضعيت ، مشورت کردم و همشون تقريبا  مهد رو برای پيش دبستانی مهيار پيشنهاد دادن . اونا میگفتن پیشرفت مهیار خیلی خوبه ولی این دلیل نمیشه که مثل بچه های عادی ازش انتظار داشته باشین.

خانوم بادلی ميگفت ، يه مربی جديد آورده که خيلی وارده و اون هم پيشنهاد داد که مهيار پيش دبستانيش رو تو مهد باشه . تازه اون ميگفت شما فکر کنين مهيار در نيمه دوم سال به دنيا اومده که اونوقت سال بعد هم سال مدرسه اش نميشه آخه مهیار در تیر ماه ۷۹ به دنیا اومده. کمی بهش فکر کردم با اين فکر ما دوسال ديگه ميتونيم فرصت داشته باشيم که مهيار رو برای شرايط مدرسه آماده کنيم . من تمام تلاشم اینه که مهیار در مدرسه عمومی و با بچه های عادی درس بخونه .

پیشتر حتما نوشتم که علاوه بر مهد از تابستون مهیار یه معلم خصوصی هم داره که هفته ای دوبار میاد خونه و بهش موارد پیش دبستانی رو یاد میده . خاله مینا که بعدا بیشتر در مورد نحوه کارش مینویسم .

"خاله نحفه "مربی جديد مهيار در مهد گلهاست . خاله نحفه واقعا اونجوری که خانوم بادلی ميگفت سرزنده وشاد و پرمحبته و من فکر ميکنم که مهيار امسال رشد خوبی بکنه . پارسال برامون فقط رفتن مهيار و حضورش در مهد مهم بود و اون هم فقط به اين خاطر که با بچه های عادی باشه و به واقع اجتماعی تر بشه ، ولی امسال واقعا سال مهمیه و بستگی به آينده مهيار داره که در چه نوع مدرسه ای تحصيل بکنه . مدرسه عادی يا مدارس استثنائی . 

من و مادرش تصميم گرفتيم مهيار رو تحت هر شرايطی ديگه هر روز ، اون هم سرساعت ببريم مهد و اين يه هفته اول رو درست عمل کرديم . خاله نحفه هم از وضعيت هفته اول مهيار راضي بود .

ديروز که رفتم دنبال مهيار ، اون داشت بين بچه ها شير توزيع ميکرد و خيلی هم خوشحال بود . تازه خاله نحفه ميگفت" مهيار تو اگه بری ديگه کی بين بچه ها شير توزيع کنه"  .

 

یاداشت های آخرالزمان

مطلب بسيار خوب  و جالبی پيدا کردم از وبلاگ يادداشت های آخرالزمان به نويسنگی خانم مريم سپاسی که ضمن تشکر از ايشان به خاطر اين اهتمامشان و با کسب اجازه متن کامل آن را برای مطالعه شما عزيزان در وبلاگ بچه های سندرم دان ايران قرار ميدهم.

در تاريخ ، ادبيات و هنر از سال هاي دور به  ويژگي هاي افرادي با مشخصات سندرم دان به شكل غير مستقيم اشاره شده است. اما در قرن نوزدهم،پزشكي انگليسي به نام جان لانگدون دان براي اولين بار تعريف صحيحي از سندرم دان ارائه داد . تعاريف و بررسي هاي او در سال 1966 منتشر شد و از اين جاست كه او را پدر سندرم دان مي دانند.

افراد ديگري هم پيش از دان ،مشخصات اين سندرم را بيان كرده بودند اما جان دان به صورت خاص و جداگانه به بررسي اين سندرم پرداخت و نتايج بررسي هاي خود را منتشر كرد.در سال 1959پزشكي فرانسوي به نام جرمي لژون سندرم دان را به عنوان يك بيماري كروموزومي تعريف كرد .

او دريافت كه اين افراد به جاي 46 كروموزوم ،47 كروموزوم در سلول هاي خود دارند. بعدها مشخص شد كه اين كروموزوم اضافي در جفت 21 قرار داردو موجب بروز مشخصات ويژه اين افراد مي شود. سندرم دان يك بيماري ژنتيكي است كه موجب عقب ماندگي هايي جسمي و رواني مي شود. رشد و تكامل اين افراد كندتر از ديگران است .عقب ماندگي ممكن است خفيف و يا متوسط باشد. به طور طبيعي ما 23 جفت كروموزوم داريم كه ژن هايي كه ناقل ويژگي هاي ارثي ما هستند بر روي آنها قرار دارند. افرادي كه سندرم دان دارنداز كروموزوم شماره 21 يك كپي اضافه دارند. سندرم دان شايعترين ناهنجاري كروموزومي در انسان است. به طور متوسط از هر 800 تا هزار تولد ،يك نفر با سندرم دان متولد مي شود.سندرم دان همچنين يكي از مهم ترين دلايل سقط جنين در انسان است. حدود 25 درصد از سقط ها به اين دليل رخ مي دهند. آمار مرگ و مير در اين افراد در اولين سال زندگي  بالا تر از نوزادان ديگر است. شانس به دنيا آوردن نوزاد سندرم دان با افزايش سن مادر بالا مي رود.شانس داشتن بچه با سندرم دان براي زن 25 ساله  يك در 1250 تولد و براي زن 35 ساله يك در 400 تولد و براي زنان بالاي 40 سال يك در 100 تولد زنده است.با اين همه از آن جايي كه بيشتر زناني كه بچه به دنيا مي آورند زنان جواني هستند،80 درصد از بچه هايي كه سندرم دان دارند مادران جواني دارند. با افزايش سن ازدواج و بارداري ،پيش بيني مي شود كه شمار بچه هاي مبتلا به سندرم دان مخصوصا در كشورهاي غربي روز به روز بيشتر شود.امروزه بيش از35000 نفر مبتلا به سندرم دان تنها در آمريكا زندگي مي كنند كه هر سال 5000 نفر به تعداد آن ها اضافه مي شودو در 8 سال آينده جمعيت آن ها  دو برابر خواهد شد.

انواع سندرم دان:

دليل ناهنجاري كروموزومي در سندرم دان تقسيم غير طبيعي در كروموزوم شماره 21 است. شايعترين نوع سندرم دان كه تقريبا 95 درصد از همه انواع  آن را  تشكيل مي دهد،:Nondisjunction يا جدا نشدن است  كه هنگام تقسيم تخم يا اسپرم باعث به وجود آمدن 3 كروموزوم جفت 21 به جاي 2 كروموزم مي شود.كه به آن تريزومي هم مي گويند. نوع ديگرTranslocation يا جابجايي است كه در آن به هنگام تقسيم، يك قسمت از كروموزوم 21 جدا مي شود و به كروموزوم ديگر مي چسبد.اين نوع از سندرم دان ،3 تا 4  همه موارد است Mosaicism نوع آخر است كه  تنها در 1 تا 2 درصد از همه انواع سندرم دان ديده مي شود كه به علت تقسيم غير طبيعي در سلولهاي جنيني در ساعات اوليه  است و در اين نوع ،بعضي از سلول ها 46 كروموزوم و بعضي ديگر 47 كروموزوم دارند.

علائم و نشانه ها:

بيشتر نوزاداني كه به سندرم دان به دنيا مي آيند ،ظاهر مشخصي دارند كه مشخص كننده آن ها از ديگران است.گردن و انگشت هاي كوتاه،سر و گوش كوچك و صورت و بيني تخت،چشم هاي كشيده و كوچك و پلك سوم  از آن جمله اند. در كف دست آن ها به جاي دو خط افقي ،تنها يك خط ديده مي شود و  انگشت پنجم تنها دو بند دارد. عضلات اين بچه ها به هنگام تولد شل تر از بقيه بچه هاست. بعضي از اين بچه ها مشكلاتي در ستون فقرات و نخاع خود دارند و بر روي شبكيه چشم آن ها لكه هاي سفيدي ديده مي شود. آزما يش هاي تشخيصي  معمولا در هفته هاي 15 و 18 بارداري انجام مي شود . بعضي از آزما يش ها بر اساس اندازه گيري بعضي از مواد در خون مادر است. مثل اندازه گيري HCG ، آلفا فتو پرو تئين و استريول كه نتايج مثبت حتما به معني اين نيست كه  جنين سندرم دان دارد بلكه مانند تست هاي غربالي ديگر به ما مي گويد كه  بايد براي چه كساني آزمايش هاي دقيق تري انجام دهيم. مهمترين آزمايش مرسوم آمنيو سنتز است كه  معمولا در هفته 15 تا 20 بارداري انجام مي شود و نتايجش 98 تا 99 درصد صحيح است.كه در اين روش با سوزني بلند مقداري از ماده اي را كه جنين را احاطه كرده مي كشند و آن را تجزيه مي كنند تا كروموزوم ها بررسي شوند. در اين روش ريسك سقط جنين وجود دارد كه از 1 در 200 تا 1 در 400 متغير است. آزمايش ديگر نمونه گيري از پرزهاي كوريوني جفت يا CVS  است. كه سلول هايي از جفت مادر براي بررسي كروموزومي جدا مي كنند.كه در هفته 10 تا 12 بارداري انجام مي شود و نتايج آن هم 98 تا 99 درصد صحيح است. خطر سقط جنين در اين آزمايش 1 در 100 است.

پس از اين آزما يش ها، سونوگرافي مي تواند مواردي از بيماري هاي قلبي مادرزادي يا انسداد هاي روده اي كه مي توانند با سندرم دان همراه باشد را نشان دهد. اين موارد گاهي به جراحي سريع پس از تولد نياز دارد و دانستنش قبل از تولد ضروري است. بايد دانست كه بسياري از موارد سندرم دان  در سو نوگرافي هيچ نشانه اي از خود نشان نمي دهند. حدود 40 درصد از نوزاداني كه با سندرم دان به دنيا مي آيند بيماري هاي قلبي مادرزادي دارند كه حيات آن ها را به طور جدي تهديد مي كند. انسداد روده،عفونت هاي تنفسي، بيماري هاي تيروئيد، ناشنوايي و كم شنوايي ، سرطان خون و ضعف بينايي از جمله عوارضي است كه با سندرم دان همراه اند. رشد ذهني و فكري اين كودكان كند  و عقب ماندگي در آن ها از خفيف تا متوسط است.اين بچه ها معمولا دوست داشتني و اجتما عي اند و به خوبي  ارتباط برقرار مي كنند. اما عده كمي هم از نا هنجاري هاي رفتاري رنج مي برند.

از هر 4 نفري كه  مبتلا به سندرم دان است  يك نفر علائم بيماري آلزايمر را بروز خواهد داد كه 4 برابر افراد عادي است.

اميد به زندگي و طول عمر افراد مبتلا به سندرم دان  به طور متوسط 55 سال است كه رابطه مستقيمي به مراقبت هاي بهداشتي و پزشكي دارد. در سال 1910 طول عمر اين افراد فقط 10 سال بود و بسياري در سال اول زندگي فوت مي كردند كه با كشف آنتي بيوتيك ها و داروها و انجام جراحي هاي پيشرفته امروزه اين افراد عمر طولاني تري دارند. هنوز روشي براي درمان بيماري هاي ژنتيكي وجود ندارد گو اين كه دانشمندان در تلاش اند تا راه هايي را براي تغيير در ژن ها بيابند اما هنوز راه درازي براي رسيدن به اين آرزو وجود دارد. تشخيص زود هنگام بيماري و تلاش براي تصحيح  عوارض قلبي وعوارض ديگر، قدم اول در ياري رساندن به اين نوزادان است. .تحريكات اعصاب حسي و حركتي اين افراد در سنين پايين تر به تكامل سيستم هاي عصبي كمك خواهد كرد همچنين زندگي در خانواده اي كه با عشق و محبت و رسيدگي آن ها را ياري كند  تا از حداكثر توان بالقوه خود استفاده كنند، كار ساز خواهد بود. كمك در فعاليت هاي مدرسه و آموزشي بسياري از استعداد اي نهفته اين كودكان را آشكار مي كند. در سراسر دنيا افرادي با سندرم دان جوايز ارزنده هنري يا حرفه اي گرفته اند.

افرادي كه سندرم دان دارند، حقوق شهروندي مساوي با بقيه دارند. در كشورهاي پيشرفته بسياري از آن هايي كه IQ 80 دارند، طبق قوانين، در دبستان هاي عادي پذيرفته مي شوند تا بهتر و بيشتر در اجتماع پذيرفته شوند. بسياري از آن ها در بانك ها و هتل ها  كار مي كنند. تجربيات نشان داده است كه در صورت توجه و آموزش مناسب مي توانند به صورت نيمه مستقل و حتي مستقل زندگي كنند. در كشورهاي پيشرفته مؤسسات بسياري در حمايت از اين افراد وجود دارد و بسياري مخارج  تحقيقات در اين زمينه را تامين مي كنند وعده اي از والديني كه فرزندشان مبتلاست حمايت مي كنند. همه و همه تلاش مي كنند تا اين بچه ها بتوانند از حداكثر هوش خود استفاده كنند و علاوه بر اداره زندگي خود و يا كمك به آن در اجتماع هم مفيد باشند.

در كشور  ما هم انجمني با اين اهداف تشكيل شده بود كه  كه با وجود نوپايي آغازي  براي فعاليتي مفيد و سازنده بود. متاسفانه به دليل مشكلات مالي و عدم همكاري هاي لازم تا زمان نوشتن اين مقاله، تعطيل شد.اين انجمن از ياري همه اقشار جامعه استقبال مي كرد و آرزومند نگاهي نو به كساني بود  كه با ياري ما و تلاش خود نقش مفيدي در اجتماع خواهند داشت.

 

مجله راه زندگی و مطلبی در مورد کودکان سندرم دان

سندروم دان پايان راه نيست بلکه شروعی است پرهيجان که با تلاش من و تو به عنوان والدين و اطرافيان فرزندی با اين عارضه به آينده ای بسيار روشن همراه با ويژگی های يک فرد عادی برای فرزندان سندروم دان واصل خواهيم شد . پس اگر در اتاق تاريکی هستی شمعی بيافروز . این قسمتی بود از مطلب مفصلی در مجله راه زندگی ( سال نهم - اول آذر ۸۳ - صفحه ۱۱) در مورد کودکان سندرم دان که توجه تان را به ادامه مطلب جلب مینمایم

سندروم دان

سندروم يعنی مجموعه علايم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و و دان نام پزشک انگليسی است که در حدود 200 سال قبل اين مجموعه علايم را کشف نمود . علت اين پديده نوعی بی نظمی در ترتيب کروموزومی است که در مراحل جنينی و هنگام تقسيم سلولی رخ می دهد . کسانی که سندروم دان دارند در سلول های بدن خود به جای 46 کرومورزم 47 کروموزوم دارند . کروموزوم بخش بسيار کوچکی از سلول است که ژن ها در آن جمع شده و حاوی اطلاعاتی است که بدن ما را شکل می دهد . به عنوان مثال رنگ پوست ، چشم ، موها ، مؤنث يا مذکر بودن ، در همين بخش کوچک مشخص می گردد . کروموزوم اضافی هر بدن فردی که سندروم دان دارد بر روال شکل گيری موارد ياد شده تأثير می نهد و موجب تغييرات بدنی و ذهنی می شود . افراد با سندروم دان تفاوت هايي با ديگران دارند . بخشی از اين تفاوت ها مربوط به خصوصيات ظاهری افراد و بخشی ديگر مربوط به ويژگی های ذهنی می گردد . مهم آن است که بدانيم سندروم دان مانند سرماخوردگی نيست که کسی به آن مبتلا گردد بلکه قبل از تولد بروز می کند . گرچه اين افراد اغلب به اندازة افراد عادی توانا نيستند ، اما استعداد آنان در انجام برخی از امور ما را شگفت زده می کند .

سندروم دان چگونه در روند رشد اثر می گذارد؟

افراد با سندروم دان مراحل رشد ذهنی و جسمی را نسبت به ديگر افراد با تأخير سپری می کنند . آنها نسبت به همسالان خود نشستن ، راه رفتن ، صحبت کردن ، بازی کردن و فعاليت های ديگر را ديرتر می آموزند . اما امروزه با کمک علم توانبخشی (کار درمانی ، گفتار درمانی ، بازی درمانی و ...) می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با اين عارضه بسيار مؤثر بود . از اين رو بايد به نيازهای توانبخشی اين کودکان از بدو تولد توجه نمود . مراقبت های اوليه مورد نياز که بايد در مدت کوتاهی پس از تولد کودک ارائه گردد زمينه ای فراهم می کند تا کودک با سندروم دان حداکثر استعداد خود را بروز دهد . اين خدمات شامل برنامه های مناسب آموزشی و مراقبت های پزشکی است که بدون شک افراد با سندرو دان را عض مفيد و مؤثر خانواده و جامعه می سازد .

سندروم دان چگونه تشخيص داده می شود؟

تشخيص قطعی سندروم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است به همين دليل با انجام کاريوتايپ (Karyo Type) تشخيص قطعی مشخص می شود . برخی خصوصيات ظاهری نوزاد با سندروم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاماً همة آنها در اين نوزادان وجود ندارد ، عبارتند از : 1- شل بودن عضلات بدن  2- نرمی مفاصل و قابليت خم شوندگی بيش از حد معمول  3- نيم رخ تخت ، بينی کوچک و چشم های کشيده و بادامی  4- بزرگی عضلة زبان نسبت به دهان  5- تک شيار عميق در کف دست  6- فاصلة بيش از حد معمول بين انگشت شصت پا و انگشتان کناری

آيا کودکان با سندروم دان مشکلات پزشکی خاصی دارند؟

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان با سندروم دان بروز کند عبارت است از : ناراحتی های قلبی مادرزادی ، ابتلا سريع به بيماری های عفونی ، مشکلات تنفسی و برخی ناراحتی های گوارشی ، استرابيسم چشم (لوچی چشم) ، مشکلات شنوايي و مشکلات ناشی از کارکرد غدة تيروييد . بايد توجه داشت که موارد ياد شده در حد احتمال است و پيشرفت های علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذير ساخته است . به گونه ای که افراد با سندورم دان تا سنين بالای (55 سالگی) می توانند به سلامت زندگی کنند .

کانون سندروم دان ايران چه اهدافی را دنبال می کند؟

کانون سندروم دان  ايران ، مؤسسه ای است غيردولتی و مستقل که تلاش خود را در جهت بهبود شرايط زندگی افراد با سندروم دان متمرکز نموده و می کوشد برای توانمندسازی هر چه بيشتر اين افراد فرصت های آموزشی را در کنار حمايت از حقوق اجتماعی ايشان فراهم آورد .  اين کانون ، در تهران قرار دارد و افراد علاقه مند جهت کسب اطلاعات بيشتر می توانند با اين کانون تماس حاصل فرمايند . کمک مردمی به کانون سندروم دان موجب استمرار از خدمات به افراد با سندروم دان است . افراد سندروم دان نسبت به جنبه های اجتماعی محيط خويش بسيار حساسند . آنها عواطف و نيازهايي همچون سايرين دارند و بايد از فرصت های يکسانی بهره مند شوند . اگر اين افراد تحت مراقبت های ويژه قرار گيرند و در فعاليت های روزمره دخالت داده شوند ، در کارهايي چون ادامة تحصيل ، رفتار اجتماعی و ادارة امور شخصی خود موفق می گردند . اگر کودک با سندروم دان در کنار همسالان خود در مدارس عادی تحصيل کند فعال تر می شود و همزيستی آنها موجب دوستی ، تفاهم و درک متقابل می گردد . اغلب توانايي آموختن در افراد با سندروم دان ما را شگفت زده می کند ، به طور مثال :  دختری به نام مهتاب 16 ساله است و امسال کلاس سوم راهنمايي را با معدل 62/16 در يکی از مدارس عادی شهر تهران گذرانده است . توفيق او در تحصيل حاصل تلاش های فردی و پيگيری مستمر والدين و مساعدت و همراهی اوليای مدرسه بوده است . مهتاب در جمع دانش آموزان و همکلاسی ها دوستان خوبی دارد . او در 3 سالگی به علت نارسايي قلبی تحت عمل جراحی قرار گرفته است . و يا  آرشام متولد سال 1352 است و تحصيلاتش را در دبستان و راهنمايي استثنايي گذرانده است . وی از 7 سالگی تحت نظر مربی به ورزش شنا پرداخته و با پيگيری و تشويق والدين به آموختن ادامه داد و سرانجام توانست در مسابقات جهانی المپيک استثنايي سال 2003 در شته شنا به مقام سوم جهان دست يافت . توفيق هر چه بيشتر وی را آرزومنديم .

پس دوستان خوب ، سندروم دان پايان راه نيست بلکه شروعی است پرهيجان که با تلاش من و تو به عنوان والدين و اطرافيان فرزندی با اين عارضه به آينده ای بسيار روشن همراه با ويژگی های يک فرد عادی برای فرزندان سندروم دان واصل خواهيم شد . پس اگر در اتاق تاريکی هستی شمعی بيافروز .

 

مهیاری در استخر

شنا و استخر برای بچه های سندرم دان بسیار خوب و موثره و قبلا براتون از آرشام که قهرمان شنا هست نوشتم. یکی از روشهای حسی که توی موسسه کريمی به ما ميگفتند این بود که تشتی رو پر از شن بکنیم ومیهار توش بشینه یا کف پاش رو اونجا بذاره . ما که اینجا به دریا نزدیکیم تقریبا کار هر روز مون شده بود که مهیار رو ببریم روی شن های ساحل قدم بزنه . بعدش هم یه خورده آب بازی . این عکس اولین مربوط به تقریبا یکی دو ما پیشه و اولین حضور مهیار در استخر . البته لاهیجان نداره و ما به لنگرود رفته بودیم . البته اینو بگم که مهیار آب بازی تو حموم رو خیلی بیشتر دوست داره تا استخر و دریا.

آقا مهیاری در استخر با همه قهره !!!!

یک کتاب . یک گفتگو

يك كتاب، يك گفت وگو
توان بخشي كودكان
006213.jpg
نويسنده: طلعت  الله ياري/ ناشر: سروش/ چاپ اول، ۱۳۸۲/ ۱۳۶ صفحه، رقعي/ ۹۰۰ تومان.
طلعت الله ياري متولد ۱۳۳۰ تهران، كارشناس مددكاري اجتماعي از تهران، مددكار متخصص سالمندان از دانشگاه كلمبيا (آمريكا)، دكتراي مددكاري اجتماعي از دانشگاه «تاسمانيا»ي استراليا است. وي رساله دكتراي خود را در مورد كودكان داراي سندرم دان به پايان برده است. نخستين انجمن ويژه كودكان و بزرگسالان داراي سندرم دان را بنيان گذاشت و در حال حاضر عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه آزاد، مشاور توان بخشي مركز بهداشت صدا و سيما و مديرعامل انجمن سندرم دان ايران است. دوران كهولت در ايران (سال ۱۳۵۸، سازمان بهزيستي كشور)، مسائل و مشكلات بانوان در مقام مادري (سال ۱۳۸۱، مركز امور مشاركت زنان) و بررسي وضعيت فرزندان كم توان كاركنان (سال ۱۳۸۲، مركز بهداشت صدا و سيما)، از جمله سوابق پژوهشي منتشر شده وي است.
دكتر الله ياري نويسنده كتاب در گفت وگويي كوتاه درباره توان بخشي كودكان اظهار داشت: كتاب درباره كم تواني ذهني كودكان و ماهيت كم تواني آنها بحث مي كند و شرايط كودكان با تأكيد بر روي كودكان داراي سندرم دان، در چندين كشور به ويژه ايران و استراليا مورد مطالعه قرار گرفته است. در مورد سه عامل مهم در كيفيت زندگي اين كودكان بحث شده است. دو نكته بارز در اين كتاب يكي استفاده از تجارب والدين است و ديگري آنكه فهرست مراحل رشد كودك در چهار حوزه: جسمي، حركتي، رشد قواي ذهني، مهارت هاي شخصي و اجتماعي و ارتباط آورده شده است. در توصيف موضوع هم سعي شده بيان ساده و رواني به كار رود تا مطالب مورد استفاده والدين نيز قرار گيرد كه به همين دليل نحوه آموزش به كودك نيز شرح داده شده است.
وي درباره پيام اين كتاب گفت: پيام اوليه اين است كه بر خلاف آنكه در جامعه ما كودكان كم توان با لفظ عقب مانده برچسب خورده اند و حتي والدين آنها نيز با عبارت والدين كودكان عقب مانده از ساير والدين، كليشه اي جدا مي شوند بايد گفت كودكان، عقب مانده نيستند مگر آنكه ما بخواهيم آنها را عقب نگاه داريم و از اجتماع خودمان جدا سازيم. نتيجه آنكه لازم است نگرش به اين گروه از كودكان از منفي به مثبت تغيير يابد كه مي تواند با تغيير در نگرش متخصصان (پزشكان، متخصصان آموزشي، توان بخشي، روانشناسان، مددكاران اجتماعي،  مشاوران و...) با نشريات و كتابهاي جديد و همايش ها آغاز شود و توسط همين متخصصان به جامعه و خانواده ها القا شود كه در اين صورت از جمعيت غير فعال و وابسته بر دوش دولت كاسته خواهد شد. مطلب ضروري كه مسلم و نياز به ذكر ندارد نقش حساس رسانه ها و ناشران در جريان اين تغييرات است.

نحوه اسم گزاری سندرم دان

 

images/20050613/DOWN.jpg   آیا میدانید چرا برای بیماری تروزمی ۲۱ نام سندرم دان گذاشته شده است . در اینجا  به زندگي كه در پس اسامي برخي از شناخته‌شده‌ترين بيماري‌ها قرار دارد ، مي‌پردازيم و این برای پاسداشت نیکوئیشان است . بعضي از مشهورترين افراد در جهان به واقع براي ميليون‌ها نفر كه هر روز به نامشان اشاره مي‌كنند، ناشناخته‌اند.نام آنها در فرهنگ لغات گنجانيده شده اما زندگيشان ناشناخته است. اين افراد بيشتر به نام مشهورند كه نامشان بر سخت‌ترين بيماري‌ها نهاده شده اما زندگي‌شان اغلب در داخل و خارج از حوزه پزشكي نيز قابل توجه بوده است. جان لنگدن دان ، مردي كه پس از او نامش به يك بيماري ژنتيكي يعني سندرم دان اختصاص داده شد هرگز نمي‌خواست «دان» (Down) ناميده شود.وي در سال 1828 متولد شد و مايل بود رسما فاميل «دان» را به «لنگدن – دان» تغيير دهد و بالاخره اين كار را كرد. دكتر «لنگدن دان» پيشگام آموزش و پرورش افراد دچار نقص ذهني در بيمارستان خود (نورمنزفيلد) شد. او و همسرش كه مادر كوچولو شهرت داشت ، مجتمعي كه به وسيله يك مزرعه و زمين‌هاي پوشيده از درخت احاطه شده بود را اداره مي‌كردند ، جايي كه بيماران شغلي را مي‌آموختند و حبس و آزار و اذيت آنان ممنوع بود. از دهه 1860 دكتر لنگدن‌دان آثار خود را مبني بر طبقه‌بندي حالات آنان از نظر ويژگي‌هاي ذهني و جسمي منتشر كرد. نام بيماري تحت عنوان منگوليسم تا زماني كه در دهه 1960 رسما واژه «سندرم دان» جايگزين آن شد ، مصطلح بود. 

کلاس موسیقی برای مهیار

پيشتر توی همين بلاگ  در رابطه با نقش موسيقی در ارتباط با رشد بچه های سندرم دان نوشتم. مدتها بود که دنبال يه معلم موسيقی برای مهیار بودم تا بتونم اين نياز رو هم تامين کنم . ميدونيد که مهيار با بچه های عادی به مهد ميره . مهد گلها به مديريت خانوم بادلی در لاهيجان . بازه همانطور که قبلن نوشتم که اين مهد گلها و خانوم بادلی مدير محترمش يه جورائی با مهدهای ديگه لاهيجان فرق ميکنن و اگه حمل بر تعريف و تبليغشون نذارين يه سرو گردن بالاتر و به قولی با کلاس ترن . اونا زحمت کشيدن از مرکز آموزش موسيقی کودکان در رشت يه نفر رو آوردن که به بچه های مهد ارف ياد بده . البته خانواده هایی که در کلاس ثبت نام کردن . ارف زيربنای موسيقی برای بچه هاست  (orf) و با ارگ اشباهش نگيريد. توی کلاس توجيهی مامان مهیار رفت بود . جلسه اول هم مهيار با بچه های ديگه رفت ولی بعد معلم موسيقی شون " خانوم کوچکی زاد " گفت که به واسطه شرايط خاص مهيار يه کلاس جدا براش بايد گذاشت . اين سری که در واقع جلسه دوم بود من مهيار رو بردم مهد. ساعت 7 عصر و قرار شد ساعت 8 هم برم دنبالش . چند دقيقه قبل از 8 رفتم در مهد و یه خانوم شايد 17 ، 18 ساله رو ديدم که داشت ميرفت و احساس کردم باید معلم موسيقی باشه . رفتم جلو و گفتم که من بابای مهیار هستم . خودش بود . باور نميکنيد از وضع مهيار خيلی تعريف ميکرد و حتی ميگفت که يه جورائی از ساير بچه ها بيشتر ميفهمه و راحت تر جواب ميده و مطالب رو ميگيره . آخه منو مهيار کلی تو خونه با هم برنامه اجرا ميکنيم . بهش گفتم کار کردن با بچه ای با شرايط مهیار ميتونه يه تجربه خیلی عالی براش باشه اما من احساس کردم اون حرف منو زياد جدی نگرفت . بهشم گفتم ما ميخوايم برنامه موسيقی مهيار رو ادامه بديم و اون هم يه جوارئی تشويق ميکرد . به هر حال برسم وظيفه بايد از خانوم بادلی و مهدش و خانوم کوچکی زاد به خاطر اين لطفی که در حق مهيار دارن تشکر بکنم . حالا مهيار هر روز ادای کلاسش رو در مياره . دستا به کمر . بعد پاهاشو با يه ريتم خاصی ميزنه زمين و ميخونه" دو ، ر ، می ، فا ، سل ، لا ، سی ، دو ، ر ، می " .

 

اخرین روش تشخیص خطر سندرم دان در جنین

مطلب قشنگی پیدا کردم از خبرگزاری محترم جهموری اسلامی در ارتباط با آخرین روش تشخیص خطر سندرم دان در جنین . متن کامل این خبر را میتوانید با کلیک در اينجا بخوانید .

دانشمندان انگليسي تاكيد كردند مي‌توان بر اساس سن مادر آزمون ‪ NT‬در سه ماه اول بارداري سنجش ميزان ‪ b-hcg‬يا گونادوتروپين كوريونيك انساني و اندازه‌گيري پروتئين پلاسمايي وابسته به حاملگي نوع ‪ A‬در خون مادر به دقت خطر سندروم دان را در جنين تشخيص داد. به گزارش خبرگزاري رويترز به اين ترتيب مي‌توان خطر سندرم داون را در جنين در ‪ ۹۰‬درصد موارد پيشگويي كرد.اين در حالي است كه تخمين ابتلاي جنين به سندرم داون بر اساس سن مادر تنها ‪ ۳۰‬درصد است. در اين مطالعه آينده نگر جنين ‪ ۳۰۵۶۴‬زن حامله با متوسط سن ‪ ۳۴‬سال براي تريزومي ‪ ۲۱‬و ساير اختلالات كروموزومي بر اساس روش جديد در فاصله هفته ‪۱۱‬ تا ‪ ۱۳‬حاملگي بررسي شد. بررسي در سه ماه اول حاملگي ‪ ۶۵‬درصد موارد سندرم دان را كه در سه ماه دوم با ارزيابي‌هاي زيستشيمي خون و مايع آمنيوتيك مادر تشخيص داده شده بود تعيين كرد. به اين ترتيب تا ‪ ۱۰‬برابر از آزمون‌هاي مهاجم تشخيصي پيشگيري شد. غربالگري براي تشخيص ناهنجاري‌هاي كروموزومي در سه ماه اول نسبت به سه ماه دوم نه تنها باعث اطمينان بخشي بيشتر به مادران بدون ناهنجاري هاي كروموزومي مي‌باشد بلكه باعث مي‌شود تا در موارد اختلالات كروموزومي با حداقل عوارض و كمترين آسيب به مادر حاملگي ختم شود. به علاوه با بهبود روش‌هاي تشخيصي مي‌توان از تولد نوزادان مبتلا به سندرم دان تا ‪ ۹۰‬درصد پيشگيري كرد.

اين مطالعه در نشريه ‪ AM J Obstet Gynecol‬به چاپ رسيده است.


خاطره لحظات تولد مهیار

 

 

صبح روز سه شبنه بود در 14 تير ماه سال 79 . ابتدا در جنسيت فرزد در شکم و بعد ها بر سر نامش که چه باشد . خانواده از اسامی مذهبی ، من و مادرش هم در گير کاميار و کامياب و مهيار و و چندين و چند اسم ديگر با هيمن سيلابس . همه چيز برای تولد فرزندم که قرار بود پسر باشد آماده شده بود . ساعت 9 بود و من و فاطمه و ليلا خواهرش ، کوچکترين خانواده حاضر در بيمارستان .همه مادران منتظر سزارين ، وارد اطاق عمل شدند و مادر مهيار نيز . بيمارستان گلسار رشت . آخرين باری که فاطمه قبل از عمل برای خداحافظی در را باز کرد شبيه فرشته ها شده بود . نوزادان تازه تک تک بيرون آورده ميشدند و شادی همراهانشان خصوصا پدران و تبريک هائی که به هم ميگفتن . اما از نوزاد من خبری نبود . تقريبا همه آمده بودند جز فاطمه و نوزادش . تاخير کم کم برايم نگران کننده شده بود . از هر کسی ميپرسيدم و همه حکايت از سلامتشان ميدادند . با تلفن همراه يکی از همراهان ديگرانی که آنجا بودند زنگی به مادرم زدم . نميدانستم چه اتفاقی قرار است بيافتد . بغض گلويم را گرفته بود . باور کنيد تازه ميفهميدم که تنهائی در اين لحضات چقدر سخت است . تاخير بيشتر و بيشتر شده بود . اما دقيقا ساعت 25/10 صبح فاطمه با حالتی  نيمه بيهوش هم بيرون آمد . او را روی تختش جابجا کرديم و از کودکم خبری نداشتم و شايد اصلا يادم نبود ديگر . اما صدای پيج بيمارستان به من فهماند که بابا تو برای کاری ديگر آمده ای . همراه نوزاد بخشی را ميخواستند . کمی به من برخورد که بابا آخه بخشی نام مادرش هست چرا نام مرا صدا نميکنند و در اين انديشه و البته کمی مضطرب از علت آن تاخير وارد اطاق کودکان بيمارستان گلسار شدم . خانم دکتر قد کوتاه ...... روبرويم . از من سوالهای عجيب و قريبی ميپرسيد . آيا شما فاميلين . شما ميدونين منگوليسم چيه . و يه ريز از اين سوالها . و در نهايت آن چيزی که نميبايست شد . رک و پوسکند گفت آقا فرزند شما منگول است . گفتم خانوم اين چه حرفيه ما همه آزمايشهامون سالمن حتما اشتباهی شده . رنگرويم سياه شد و ديگر نفهميدم چه شد . اولين سوالم اين بود که چگونه اين فرزندم را از بين ببرم . بعد از مدتی به خود آمدم و اين فکر ننگين را کنار گذاشتم . اما در يادم اين بود که از همه پرستارها خواهش ميکردم که به مادرش و همراهانمون که خواهند اومد چيزی نگين و اونها هم در طول شش روز هيچ چيز نگفتن . به سراغ دکتر زنان مادرش رفتم ، اما او هم چيزی برای گفتن نداشت . شک داشتم . چون آخر قيافه مهيار هيچ نشان نميداد . به سراغ دکتر های متعدد اما متاسفانه همه تائيد داشتن . مهيار زردی گرفته بود که بيلوروبين ميگفتن . به اين بهانه  خون مهيار را مخفيانه گرفتم . علی و محسن دوستانم شبانه به تهران آمدند و همين موسسه کريم نژاد که پيشتر نوشتم . بعد از 45 روز نتيجه آمد و حرف همه را تائيد کرد . پس مهيار منگول بود که بعدها فهميدم اسم اصليش سندرم دان است . تقابل غم و شادی بودم . در شش روز اول مجبور بودم پيش ديگران شاد باشم و در خلوت خود بگريم . و سوالی با علامت بزرگ که چرا من . باور نميکنيد دوست نداشتم هيچ شبی صبح شود و هر صبح غمی بزرگ در دلم ايجاد ميکرد . بی شک شروع زندگی ديگری در پيش داشتم . مسير زندگيم عوض شده بود . اکنون من با ديگران فرق داشتم .

انجمن سندرم دان ايران

تاريخ تاسيس انجمن : انجمن سندرم دان ايران که مخصوص خدمات به کودکان و بزرگسالانی است که دارای سندرم دان هستند برای اولين بار در سال 1375 تاسيس گرديد . آگهی ثبت انجمن پس از طی مراحل قانونی و دريافت مجوز از سازمان بهزيستی کشور ، وزارت کشور ونيروهای انتظامی جمهوری اسلامی ايران در روزنامه رسمی کشور در تاريخ 18/1/1376 درج گرديده است .

اهداف انجمن : اهداف انجمن مطالعه و بررسی جديدترين روشهای تعليم و تربيت کودکان دارای سندرم دان و ارائه دستاوردهای جديد جهت برخورداری از آخرين پيشرفتهای علمی و آموزشی به منظور ارتقاء سطح کیفی و کمی زندگی اين گروه افراد ميباشد .

خدمات انجمن : خدمات انجمن شامل خدمات مشاوره ای و مددکاری – خدمات توانبخشی – آموزش به والدين جهت ايجاد رابطه بهتر با کودکان – آموزش عمومی از طريق همايش های علمی – تماس و هماهنگی با سایر انجمنهای علمی مربوطه در سایر کشورها

عضويت : عضويت در انجمن به سه صورت اعضاء پيوسته شامل افراد متخصص در زمينه سندرم دان و ساير خدمات جنبی و اعضاء وابسته شامل خانواده هائی که دارای فرزندان سندرم دان هستند و اعضاء افتخاری شامل افراد نيکو کار و شخصيتهای اجتماعی است .

منبع مالی : منبع مالی انجمن از طريق جمع آوری هدايا ، اعانات ، قبول وصيت ، وقف و کمک های مردمی تامين ميشود . ضمنا حساب شماره 123535111 بانک تجارت شعبه بزرگمهر به نام انجمن سندرم دان آماده دريافت هدايای نقدی شما برای اين کودکان ميباشد .

نحوه تماس : تهران صندوق پستی  451- 19615

مديرعامل : خانم دکتر طلعت الهياری

تاريخچه سندرم دان

مروری کوتاه بر تاريخچه سندرم دان نشان ميدهد که در سه زمينه پزشکی ،آموزشی و اجتماعی تحولات شگرفی به شرح ذيل صورت گرفته است .

1- پزشکی : در زمينه پزشکی متخصصان فهرست آزمايشات مختلف در سنين مختلف را آماده نموده اند تا کودک از بدو تولد تحت نظر قرار گيرد و با استفاده از آخرين دستاوردهای خدمات پزشکی ميتوان ناتوانی جسمانی کودک را به حداقل ممکن رساند و نيز در جهت سلامت و رشد جسمانی کودک اقدام نمود.

2- آموزش : در زمينه آموزشی با توجه به تحقيقات علمی انجام شده در بسياری از جوامع اين گروه از کودکان از سایر دانش آموزان جدا نميباشند بلکه برعکس چون رفتار ديگران را به خوبی تقليد ميکنند و فوق العاده عاطفی هستند در مدارس عادی مشغول به تحصيل هستند بخصوص آنکه با شيوه های خاص آموزشی و پزشکی از بدو تولد برای آموزش در مدارس عادی اماده و مستعد ميشوند .

3- اجتماعی : در زمينه اجتماعی نگرش مثبت افراد جامعه بخصوص متخصصان و والدين و آگاهی از قابليتها و استعدادهای اين کودکان تحول بزرگی را در زندگی آنان فراهم مياورد .بعنوان مثال امروزه تعيين بهره هوشی همچون گذشته نميتواند عالم قطعی تقسيم بندی هوشی کودکان باشد .به بيان ديگر همانگونه که تب سنج وضعيت کودکان را در زمان خاص نشان ميدهد تا بتوان برای پائين آوردن دما به حد طبيعی اقدام نمود ، بهره هوشی نيز کودک را در دوه خاص نشان ميدهد تا با دخالت سایر عوامل منجمله خدمات آموزشی و پزشکی بتوان برای افزايش آن اقدام نمود .

سندرم يا نشانه دان چيست

سندرم دان (down syndrome ) يا تروزمی 21 و يا به اصطلاح سابق منگوليسم ، نوعی اختلال کروموزمی مادر زادی است که باعث کم توانی جسمی و هوشی کودک ميشود ولی در صورت آموزش مناسب برای کودکان ، ناتوانی آنها به حداقل ممکن ميرسد .تا آنجا که فرد دارای سندرم دان ميتواند مطابق سايرين زندگی طبيعی داشته باشد . اسم دان به اين دليل متداول است که اولين بار دکتر دان (down ) انگليسی در سال 1866 ميلادی به اختلاف ظاهری اين افراد با ساير افراد پی برد . لذا اسم دان بر اين سندرم يا نشانه اطلاق شد . درحالی که پروفسور ژروم لژون (Jerome lejeune) فرانسوی در سال 1959 ميلادی برابر با 1338 هجری شمسی کشف نمود که سندرم دان نتيجه يک کروموزم اضافه به نام کروموزم شماره 21 ميباشد . يعنی در هر سلول به جای 46 کروموزم تعداد 47 کروموزم وجود دارد .